|
زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند.آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند.در مورد
همه چیز باهم صحبت می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک
چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن
را باز نکند ودر مورد آن هم چیزی نپرسد + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389 21:9 توسط مانی تهرانی |
هیچ کلکی در کارنیست! این بازی بطرز شگفت آوری دقیق خواهد بود! البته
بشرطی که تقلب نکنید!فقط به دستور العمل عمل نماید و تقلب نکنید، در غیر
اینصورت نتیجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهید کرد که ایکاش
تقلب نمی کردید!این بازی نتیجهای شاید خنده دار و در عین حال… متن را یکجا تا پایان نخوانید بلکه مرحله به مرحله پیش بروید و عین دستورالعمل انجام دهید! نکته: زمانی که میخواهید اسامی را بنویسید اطمینان حاصل کنید که اشخاصی
هستند که شما آنها را می شناسید (تبصره از خودم: یعنی اسم الکی یا بیخودی
ننویسید!!!) مهم: همچنین بیاد داشته باشید که بهنگام نوشتن اسامی و عمل کردن به
دستورالعمل از احساس و غریزه خود استفاده کنید و بیخودی و بیش از حد فکر
نکنید بلکه آنچه که در آن لحظه به ذهنتان می آید را بنویسید! با زهم باید گفته شود که به آرامی و مرحله به مرحله به انتهای متن
بروید در غیر اینصورت نتیجه درست نخواهد بود و آنرا ضایع خواهید کرد! خوب حالا یک قلم و یک برگ کاغذ آماده کنید. ۱- اول از هر چیز اعداد ۱ تا ۱۱ را بصورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) بر روی کاغذ بنویسید. ۲- سپس در جلوی ردیف (ستون) ۱ و ۲ هر عددی را که مایلید بنویسید. ۳- حال در جلوی ردیف ۳ و ردیف ۷ نام شخصی را از جنس مخالف بنویسید. قرار نشد به پایین نگاه کنید! تقلب ممنوع ! ۴- نام اشخاصی را که می شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل) در جلوی ردیفهای ۴، ۵ و ۶ بنویسید. ۵- در ردیفهای ۸، ۹، ۱۰ و ۱۱ نام چهار ترانه (آهنگ) را بنیوسید (در جلوی هر ردیف نام یک ترانه) ۶- اکنون نهایتا میتوانید یک آرزو کنید! 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 0 و حالا کلید رمز گشایی این بازی: ۱- عددی را که در ردیف ۲ نوشته اید مشخص کننده تعداد اشخاصی است که شما باید در باره این بازی به آنها بگویید! ۲- شخصی که نامش در ردیف ۳ قید شده کسی است که شما عاشقش هستید! ۳- شخصی که نامش در ردیف ۷ قید شده کسی است که شما دوستش دارید ولی با هم نمی سازید (یا به تعبیر دیگر عاقبت خوشی نخواهد داشت!) ۴- شخص شماره ۴ کسی است که شما بیش از همه به او اهمیت میدهید! ۵- شخص شماره ۵ کسی است که شما را بسیار خوب می شناسد. ۶- شخصی که نامش در ردیف ۶ قید شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسی) شماست! ۷- آهنگ قید شده در ردیف ۸ با شخص شماره ۳ تطبیق می کند (مرتبط است) ۸- آهنگ شماره ۹ آهنگی برای شخص شماره ۷ است! ۹- آهنگ شماره ۱۰ آهنگی است که بیش از همه افکار شما را بازگو می کند! ۱۰- و بالاخره شماره ۱۱ آهنگی است که می گوید شما در باره زندگی چه احساسی دارید! واقعا شگفت آور است! نه؟! ولی بنظر می آید که درست باشه! + نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد 1389 22:43 توسط مانی تهرانی |
مردي به همسرش اين گونه نوشت: + نوشته شده در سه شنبه هفدهم فروردین 1389 8:29 توسط مانی تهرانی |
كوله پشتیاش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدا بگردد و گفت: تا كولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت. نهالی رنجور و كوچك كنار راهایستاده بود، مسافر با خندهای رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جادهبودن و نرفتن؛ درخت زیرلب گفت: ولی تلخ تر آن است كه بروی وبیرهاورد برگردی. كاش میدانستی آنچه در جستوجوی آنی، همینجاست... مسافر رفت و گفت: یك درخت از راه چه میداند، پاهایش در گِل است، او هیچگاه لذت جستوجو را نخواهد یافت. و نشنید كه درخت گفت: اما من جستوجو را از خود آغاز كردهام و سفرم را كسی نخواهددید؛ جز آن كه باید. مسافر رفت و كولهاش سنگین بود. هزار سال گذشت، هزار سالِ پر خم و پیچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته بود، اما غرورش را گم كرده بود... به ابتدای جاده رسید. جادهای كه روزی از آن آغاز كرده بود. درختی هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده بود. زیر سایهاش نشست تا لختی بیاساید. مسافر درخت را به یاد نیاورد. اما درخت او را میشناخت. درخت گفت: سلام مسافر، در كولهات چه داری، مرا هم میهمان كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمندهام، كولهام خالی است و هیچ چیز ندارم. درخت گفت: چه خوب، وقتی هیچ چیز نداری، همه چیز داری.اما آن روز كه میرفتی، در كولهات همه چیز داشتی، غرور كمترینش بود، جاده آن را از تو گرفت. حالا در كولهات جا برای خدا هست و قدری از حقیقت را در كوله مسافر ریخت... دستهای مسافر از اشراق پر شد و چشمهایش از حیرت درخشید و گفت: هزار سال رفتم وپیدا نكردم و تو نرفتهای، این همه یافتی! درخت گفت: زیرا تو در جاده رفتی و من در خودم ، و پیمودن خود، دشوارتر از پیمودن جادههاست ... + نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388 13:18 توسط مانی تهرانی |
کسانی که مایل باشند یک پرس غذای مفت در رستورانی که دیدگاهی بسیار زیبا و شگفت انگیز دارد، میل نمایند می توانند از این فرصت استثنایی استفاده کنند. تنها شرط این کار این است که «شجاع» باشید. حال مراحل کار را به شرح زیر انجام دهید: اول با این تله کابین باید به ابتدای مسیر بروید. حالا تعدادی پله را هم بالا روید (در سمت چپ عکس دیده می شوند) ها ماشاالله... چند قدم بیشتر نمانده. بالاخره رسیدید. خسته نباشید + نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388 13:14 توسط مانی تهرانی |
|