عشق یعنی این - ازدواج با دختری که سرطان دارد






بعد از ۵ روز کتی فوت کرد. اون اجازه نداد که بیماریش در زندگیش باعث از دست دادن امید یا ایمانش بشه. اون یک عروسی شگفت انگیز داشت. و اون عشق داشت و عشق میداد






بعد از ۵ روز کتی فوت کرد. اون اجازه نداد که بیماریش در زندگیش باعث از دست دادن امید یا ایمانش بشه. اون یک عروسی شگفت انگیز داشت. و اون عشق داشت و عشق میداد
خبردسته اولي بود وقتي شبكه خبري صداي آمريكا با نشان دادن جديدترين تصوير خانم شارون استون ستاره س+ك+س+ي آمريكايي با حجاب اسلامي در ايران، پرده از همكاري وي با بهمن قبادي كارگردان كرد و معناگراي سينماي ايران برداشت. شارون استون بازيگر فيلم هايي چون غريزه اصلي و متخصص كاملا در سكوت خبري يك سفر 48 ساعته به ايران داشته تا مذاكرات مقدماتي با بهمن قبادي براي بازي در فيلم سرزمين باباي من كه در عراق فيلمبرداري خواهد شد داشته باشد.
تصویر شارون استون و بهمن قبادی

اين درحاليست كه بهمن قبادي در ديداري با خانم آنجلينا جولي در بغداد خواستار نقش آفريني او نيز در فيلم جديد خود شده بود. بنظر مي رسد عزم قبادي براي استفاده از يك ستاره زيباي هاليوودي در فيلمش چنان راسخ است كه اگر در نهايت شنيديم مونيكا بلوچي در فيلم او بازي خواهد كرد، نبايد تعجب كنيم. ولي جدا اين مرد چه سليقه ي قشنگ و چه اعتماد به نفس بالايي دارد ! فيلم هاي لاك پشت ها هم پرواز مي كنند و زماني براي مستي اسب ها دو فيلم مطرح بهمن قبادي در فستيوال هاي جهاني سينما بوده كه با استقبال كمي در داخل كشور مواجه شده بودند اما بسياري از منتقدين سينماي بين الملل همچون شارون استون بر اين باورند كه اين فيلم ها آنها را مسخ كرده است.
توجه داشته باشيد كه سفر ستاره هاي زن سينماي دنيا به ايران اولين بار با سفر ژوليت بينوش بازيگر فرانسوي به دعوت عباس كيارستمي آغاز شد و اين سنت جديد انگار ادامه مي يابد و بزودي در اخبار از دعوت پاملا اندرسون توسط مسعود ده نمكي نيز خواهيم شنيد
از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :
چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند....
اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...
این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است مورد احترام است ..
تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است
اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمیکند ، بلکه سنگ است که بطرف او پرتاب میشود
و این نشانه یک جامعه مرده است
ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که :
متکلم هستند نه ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بیخبرتر .
خسته ام از این کویر، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل این سقوط ناگذیر
آسمان بی هدف، بادهای بی طرف
ابرهای سربه راه، بیدهای سربه زیر
ای نظاره شگفت ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ای هنوز بی نظیر
آیه آیه ات صریح سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط مثل سطری از کویر
مثل شعر ناگهان مثل گریه بی امان
مثل لحظه های وحی، اجتناب ناپذیر
ای مسافر غریب، در دیار خویشتن
با تو آشنا شدم با تو در همین مسیر
از کویر سوت و کور تا مرا صدا زدی
دیدمت ولی چه دور دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف پشت میله ها رها
این منم در این طرف پشت میله ها اسیر
دست خسته مرا مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر
زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
يکروز تصميم گرفت ميزان علاقه ای که دامادهايش به او دارند را ارزيابی کند.
يکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم ميزدند از قصد وانمود کرد که پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شيرجه رفت توی آب و او را نجات داد.
فردا صبح يک ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوی پارکينگ خانه داماد بود و روی شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همين کار را با داماد دومش هم کرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توی آب و جان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فردای آن روز يک ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت که روی شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخری رسيد.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
اما داماد از جايش تکان نخورد.
او پيش خود فکر کرد وقتش رسيده که اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم؟
همين طور ايستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد.
فردا صبح يک ماشين بی ام و آخرين مدل جلوی پارکينگ خانه داماد سوم بود که روی شيشه اش نوشته بود:«متشکرم! ازطرف پدر زنت»